موسسه فرهنگی قرآن و عترت امیرالمومنین علیه السلام کاشان

مجری طرح تخصصی حفظ، ترجمه، تفسیر قرآن، نهج البلاغه و صحیفه سجادیه

باز این چه شورش است که در خلق عالم است / باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است     
روزهاي پاياني مدرسه که از راه مي رسند؛ اشتياق حافظان قرآن ونهج البلاغه در رفتن به اردوي مشهد مقدس و پابوسي امام مهرباني ها افزون مي شود. بعد از يکسال تلاش، حالا نوبت گرفتن اولين هديه از مائده آسماني اهل بيت عليهم السلام شده است. هفت بانوي حافظ قرآن به همراه يک بانوي حافظ نهج البلاغه در آخرين سفر مدرسه شبانه روزي، راهي سفر به ديار امام هشتم مي شوند تا ارمغان اولين برکت حفظ کلام وحي و کلام امير را در آسمان هشتم روزي بگيرند.
گزارش توصيفي؛ شما هم مي توانيد يک خانه نهج البلاغه داشته باشيد
کليد را در قفل مي چرخاني و درب را باز مي کني. کيـف را که زمين مي گذاري؛ کوله بار خستگي ات هم زمين مي افتد. راهرو را پشت سر مي گذاري و سلام گرم و لبخند ميزبان، تو را سر ذوق مي آورد. خانه است ديگر؛ اولين خصلتش اين است که آرامش و آسايش به اهالي اش مي بخشد.
گزارش توصيفي از پيش دبستان و دبستان دخترانه جنت در کاشان؛
روزهاي سال تحصيلي يکي يکي در دفتر ماههاي ابتدايي سال ورق خـوردند؛ بچــه هاي کـلاس اول دبسـتان دخترانـه قرآني جنت خيلي زود توانستند «آ» را در کنـار «ب» بگذارند و بخوانند:«آب».
گزارش توصيفي از مدرسه دخترانه جنت آران و بيدگل؛
درخـت ها به شـکوفه نشـسته اند و طبيعت جاني تازه گرفته است. بچه هاي پيش دبستان و دبستان جنـت آران و بيـدگل؛ اين شکوفه هاي قرآني، بعد از صبحگاهي پرنـشاط ؛ با انـرژي مضاعفي که سرشار ازحال و هواي طبيـعت بهاري است ؛ وارد کلاس مي شوند. با آمدن معلم، همه از جا برمي خيزند و شعري را براي سلام همخواني مي کنند.
گزارش توصيفي از آمـادگي و پيش دبستان جنّت1
هـمه ي شـکوفه هـا تـاج هـاي طلايي بر سر گذارده اند. روي تاج هايشان، کلماتي به چشم مي خورد. کلـماتي از جـنس نـور...«کافرون»، «عـصر»،«نصـر»،«قـدر»،«فلق» و...روي پرده بـزرگي که در جـايگاه اسـت و دور و بـرش با بادکـنک ها و کاغذهاي رنگارنگ تزيين شده؛ کلـمه«جـشن قرآن» آمادگي و پيش دبستان جنـت 1 مـوسسه امـيرالمومنين عليه السلام کاشان خودنمايي مي کند.
گزارش توصيفي از آمـادگي و پيش دبستان جنّت 2
«خــانم اجـازه! مـي شود يـک قـيچي ديـگر به من بدهيد؟... بيا عزيزم... خانم، خب من دوست دارم پشـت ميـز آبـي بنشينم...فـرقي که نمي کنه؛ حالا اشکال نداره. جات رو با افسانه عوض کن... خالـــه ميــشه من چسبها رو بـدم به بقيه؟...آره به همه يه دونه بده».
گزارش عملکرد موسسه اميرالمومنين ع کاشان در سه ماهه سوم سال97؛
شهر کويري کاشان، زير کورسوي نور آفتاب چمپاتمه زده و نه دلش آفتاب سوزان تابستان را مي خواهد و نه سرماي خشک زمستان را! تابلوي اعلانات شهري آنقدر از کاغذهاي تبليغاتي پر شده که جاي سوزن انداختن هم ندارد. به کاغذها که دقيق مي شوي ؛آن چه که بيشتر به چشمت مي خورَد؛ نام «موسسه اميرالمومنين ع کاشان» است که تنها در سه ماهه پاييز سال 97 به برگزاري 10 دوره آموزشي پرمحتوا و متنوع، مطابق با نيازهاي گوناگون مخاطبانش پرداخته است. آنچه در ادامه مي خوانيد؛ گزارش عملکرد فصل ديگري از اين موسسه است.
گزارش توصيفي از مراسم شهادت حضرت رقيه (س)؛
«لي لي لي لي حوضک/گنجشکه اومد آبخوره، پر زد تو هيئت/اولي گفت: خوش اومدي/دومي گفت: بفرماييد اگه تشنه ايد؛ آب بخوريد/سومي گفت: خوب کاري کردي که اومدي روضه بي بي/ چهارمي گفت: اگه که داشتي مشکلي/پنجمي گفت: بگو يا رقيه مددي».
گزارش بازگشايي مدارس قرآني جنت در سال تحصيلي 97:
کودکي به شوق در راه مدرسه مي دود. با تکان هاي کوله اش، قلب کاغذهاي خالي دفتر مشق به تپش مي افتد. مدادهاي رنگي از جعبه شان به بيرون سرک مي کشند. قلم سياه، اين پا و آن پايي مي کند و دوباره منتظر مي ايستد. صبر پاک کن به سر آمده و دلش براي پاک کردن يک خط خطي جانانه پر مي کشد. مدرسه بعد از سه ماه خواب تابستاني چشم باز مي کند و ريه هايش را پر از بوي ماه پاييز مي کند. کمي بعد، اولين دانش آموز قدم به حياط مي گذارد.
گزارشي از مراسم مقتل خواني موسسه اميرالمومنين ع کاشان در شهريور ماه 97:
اين همه دست که همزمان با فرياد«لبيک يا حسين» به سوي آسمان بلند شده است. اين همه اشک که با روايت مَشک پاره پاره سقا هر عاشورا فرات مي سازد. اين همه دل که به آرزوي ظهور منتقم جرعه جرعه، صبر، سر مي کشد. آيا کسي هست که بتواند نداي «هل من ناصر ينصرني» حسين ع را که در دهليز تاريخ پيچيده؛ خاموش کند؟