موسسه فرهنگی قرآن و عترت امیرالمومنین علیه السلام کاشان

مجری طرح تخصصی حفظ، ترجمه، تفسیر قرآن، نهج البلاغه و صحیفه سجادیه

امام رضا علیه السلام فرمودند: هر کس اباعبدلله علیه السلام را کنار شط فرات زیارت کند، مانند کسی است که خداوند را در بالای عرش زیارت کرده است. ( تهذیب‏ الأحکام ج : 6 ص : 46)     
کد خبر: 110296
تعداد بازدید: 253
تاریخ انتشار: - 33 : 10
گزارش توصيفي سفر زيارتي به مشهد الرضا ع؛
سفر به آسمان هشتم همراه باحافظان قرآن ونهج البلاغه / تو هستي و احساس ملموس و لطيف خوشبختي
تازه شدن ديدار ضريح و گنبد طلاي امام، چقدر برايمان لذت بخش است... ايستادن در صف هاي نماز جماعت و شرکت در دعاي پر حلاوت امين الله، نوشيدن آب از سقاخانه اسماعيل طلا، تماشاي کبوتر هاي صحن انقلاب، شنيدن نواي دلنشين نقاره و... اين خلاصه سفر به آسمان هشتم همراه باحافظان قرآن ونهج البلاغه موسسه اميرالمومنين ع است.

«گاهي موانع بزرگي با يکبار مشهد رفتن از سر راه ما برداشته مي شوند. او حجت خدا و پناه شيعه است. آسمان و زمين و آنچه بين آن دواست در اختيار امام رضا عليه السلام است»... سخن آيت الله بهجت، اولين پيامک موسسه اميرالمومنين ع است که روز يک شنبه 17 تيرماه 97 ساعت 10 و 30 دقيقه صبح براي تمامي زائران امام رئوف ارسال مي شود.
قرار است زائران در دو گروه، راهي مشهد الرضا شوند. هر چه دقيقه ها به ساعت 7 بعد از ظهر نزديک تر مي شود؛ ازدحام گروه دوم در سالن ورودي ترمينال کاشان بيشتر مي شود. مجردها با يک کوله پشتي مي آيند و خانواده ها با چند ساک و چمدان. يکي از مسئولين اين سفر زيارتي از زائران مي خواهد که سوار اتوبوس شوند.
قرار است عده اي هم در مسير به کاروان ملحق شوند.
سفربه آسمان هشتم آغاز مي شود؛ آن هم در جاده هايي که حالا شبيه  يک کهکشان شده اند و مرکزشان هم حرم است. مرکزي که با يک جاذبه عجيب، دل ها را از فرسخ ها دورتر مي ربايد و با نفحات مسيحايي اش، هستي تازه اي را به جان ها مي دمد... صدقه جمع مي کنند. پيامکي ارسال مي شود که سخني از حاج آقا مجتبي تهراني است. «اگر مي خواهي صدقه دهي آن را از طرف امام رضا ع براي سلامتي امام زمان عج بده...»
اتوبوس براي نماز مغرب وعشا و سپس براي صرف شام متوقف مي شود. چون در مجتمع هاي بين راه، قيمت ها سرسام آور هستند  تنها به خريد خوراکي يا بستني اکتفا مي کنيم! توقف بعدي  در استراحتگاهي در شهر ميامي براي اقامه نماز صبح است.
ساعت 11 صبح، با چمدان ها و وسايلمان از ماشين پياده مي شويم و منتظر يک اتوبوس بين شهري مي مانيم. يک ساعت بعد، همه در لابي هتل آپارتمان ، منتظر تحويل اتاق ها مي نشينيم.
لابي يک فضاي نسبتا بزرگ است که با چند دست مبل، يک تلويزيون ال اي دي و ويتريني از بسته بندي هاي مختلف زعفران براي فروش پُر شده است. نورپردازي اندک و چشمک زن لوسترها از جذابيت دکور لابي کاسته است.
وجود تخت خواب ها، سيستم سرمايشي، مبل، تلويزيون ويک يخچال در فضاي آشپزخانه کوچک کنار اتاق؛ سوئيت مجهزي را در اختيار مان قرار داده است. هتل آپارتمان در خيابان امام رضا ع است و تا حرم 12 دقيقه اي پياده روي دارد.
اولين تشرف به حرم مطهر به صورت دسته جمعي براي عرض تسليت به مناسبت شهادت امام جعفر صادق عليه السلام راس ساعت 18 انجام مي شود. از باب الرضا عليه السلام وارد مي شويم. قبل از اجازه براي ورود، در گوشه اي مي ايستيم. شنيدن جملات اول حجت الاسلام حسن زاده کافي است براي اينکه چشمه اي از اشک بر گونه زائران روان شود.


اذن دخول مي خوانيم. قدم زنان از صحن جامع رضوي عبور مي کنيم و وارد رواق امام خميني ره مي شويم. استشمام دوباره هواي لطيف صحن و سراي پادشاه توس، حال دلمان را خوب مي کند. نگاهمان را به هر گوشه روانه مي کنيم و صحنه هاي تکرار ناشدني حضور در آن جا را به ياد مي سپاريم.
تازه شدن ديدار ضريح و گنبد طلاي امام، چقدر برايمان لذت بخش است... ايستادن در صف هاي نماز جماعت  و شرکت  در دعاي پر حلاوت امين الله، نوشيدن آب از سقاخانه اسماعيل طلا، تماشاي کبوتر هاي صحن انقلاب، شنيدن نواي دلنشين نقاره و...
ساعت هاي مقرر براي صرف غذا به هتل بر مي گرديم. روي ديوار لابي، کاغذي از موسسه اميرالمومنين ع  با زمينه آبي رنگ نصب شده است با اين مضمون که به علامه طباطبايي گفتند چه کنيم که امام رضا  ع نزد خدا واسطه شود؟ گفت برويد حرم و بگوييد بفاطمه بفاطمه بفاطمه. سه بار آقا را به فاطمه قسم بدهيد؛ امام، دعايت را مستجاب مي کند.
سه شنبه صبح يک برنامه تفريحي ويژه آقايان ترتيب داده مي شود. شرکت دسته جمعي در سرزمين موج هاي آبي خاطره اي خوش و شيرين را براي آنها رقم مي زند. بعد هم اطلاع رساني جهت برگزاري زيارت عاشورا بعد از نماز صبح در روزهاي چهارشنبه و پنج شنبه انجام مي شود.
غروب ها که هوا به خنکي مي زند خيل عظيمي از زائران به سمت زيارت حرکت مي کنند. حتي خيابان هاي سمت حرم، مملو از جمعيت مي شود. خيلي زود رواق ها پر مي شوند. با اين وجود، تشکيل صف براي زيارت ضريح، از هجمه جمعيت کاسته و آن را ممکن مي سازد ...خادمي در کنار يکي از آب سرد کن ها ايستاده و خودش ليوان ها را پر کرده وهر زائر تشنه اي که از راه مي رسد يکي از ليوان ها را با نهايت احترام و با دو دست به او تعارف مي کند.
چهار شنبه  ساعت 4 و 15 دقيقه صبح، کنار باب الجواد حاضر مي شويم. در ايواني مسقف در همان اطراف مي نشينيم. حجت الاسلام حسن زاده قرائت زيارت عاشورا را آغاز مي کند. امام رضا ع را به حق امام جواد ع قسم مي دهد و دعا مي کند. در تاريک و روشن صبح، ميان اشک ها و دل هاي شکسته؛ هر فراز دعا عميق تر بر دل مي نشيند.  
براي بعد از ظهر، برنامه تفريحي درياچه سد چاليدره ، ويژه خانواده ها ترتيب داده مي شود. هم چنين يکي ديگر از برنامه ها که براي زائران موسسه اميرالمومنين ع در نظر گرفته شده؛ بازديد از مجموعه موزه هاي مرکزي آستان شامل؛ نمايشگاه هاي هداياي نفيس، فرش و قرآن کريم در روز پنج شنبه  است. علاوه بر اين، پخش بسته هاي نمک و غذاي تبرکي حضرت و عطر حرم؛ هديه اي از طرف موسسه اميرالمومنين ع به تمامي اعضاي کاروان است . 

مکان زيارت عاشوراي روز پنج شنبه در صحن انقلاب و کنار مقبره شيخ حر عاملي ره تعيين شده است. هنوز تا ساعت معين چند دقيقه اي باقي مانده . گوشه انتهايي صحن، جمع کوچکي تجمع کرده اند. مرد ميانسالي که مداح جمع است با نوحه « يا ضامن آهو» آغاز مي کند. آنقدر دمش گرم است که هر لحظه تعداد بيشتري به آنها مي پيوندند. بعد از زمان کوتاهي آن قسمت پر از جواناني مي شود که در حال سينه زني پاي نوحه هستند. همه در صحن امام رضا ع هستند اما دلشان به سوي بين الحرمين پر کشيده. همه کربلا مي خواهند...در آن سو قرائت زيارت عاشورا آغاز مي شود. 

«اللهم لک الحمدُ حمدَ الشاکرين...»؛ از سجده که برمي خيزي، تو هستي و گنبد طلاي امام هشتم، تو هستي و لحظات ناب بين الطلوعين، تو هستي و احساس ملموس و لطيف خوشبختي، تو هستي و يک دل آرام...اينجاست که ديگر از دنيا هيچ چيز نمي خواهي...اينجاست که به حال کبوترها غبطه مي خوري که حتما در آغاز هر روز از اين احساس ها سرشار مي شوند...
پنج شنبه شب ساعت 23 و 45 دقيقه صحن جمهوري و رواق دارالهدايه ميزبان برنامه مناجات خواني و قرائت دعاي کميل است. «اللهم عظم بلائي و افرط بي سوء حالي... اي خدا، غمي بزرگ در دل دارم...» به اين فراز هاي دعا که مي رسيم هق هق گريه ها بلند تر مي شود. هر کس انگارحرف هاي دل خودش را دارد مي شنود. دست ها به سمت آسمان بلند شده اند و روزيشان را مي طلبد... پايان مراسم، مردها در رواق مي ايستند و عکس يادگاري مي اندازند. شايد مي خواهند حال و هواي خوبشان را در قاب تصوير ماندگار کنند.
جمعه صبح و ندبه اش هم مي گذرد. زمان وداع فرا مي رسد...«اللهم لاتجعله آخرالعهد من زيارت ابن نبيک...واستودعک الله...خدايا اين بار را آخرين دفعه زيارت من از فرزند پيامبرت قرار مده... تو را به خدا مي سپارم...» از باب الرضا خارج مي شويم اما دلمان همان جا، جا مي ماند.

 ديگر زمان تحويل اتاق ها و جمع کردن چمدان ها شده است. آخرين نهار دورهمي هتل را هم صرف مي کنيم و در لابي منتظر رسيدن اتوبوس مي شويم. پسرهاي جوان خارج از هتل و در کنار در ورودي نشسته اند. في البداهه خطاب به مسئولين کاروان شعر مي سرايند و به شکل نوحه مي خوانند. شعرهايشان همه را مي خنداند.
کمي بعد حرکت از بهشت الرضا به دنياي قبل از سفر شروع مي شود...جاده ها غبار نشسته و پر پيچ و تاب از دل بيابان ها مي گذرند...تنها دلخوشي مان رزقي است که از امام رئوف هديه گرفته ايم.

ناشناس
|
28 تیر 1397 ساعت 16:1
2 0
گزارش بسیار زیبایی بود.دل را تا آسمان هشتم پرواز میداد.
ناشناس
|
3 مرداد 1397 ساعت 17:15
1 0
زیبا بود اشکم روان شد....